avatar

آمیلیا بلنفورد ادواردز (1831-1892) رمان نویس و روزنامه نگار انگلیسی  و همکار مجله ساتردی ریوویو و مورنینگ پست بود، در آثار خود، از جمله، تاریخ انگلستان (1856) و تاریخ فرانسه (1858) وچندین سفرنامه را دارد.  او پس از سفری به  مصر(1873-74) زیبایی آثار تاریخی  این فرهنگ را کشف کرد و شاهد تخریب آنها بود؛ به همین دلیل تلاش های زیادی را برای  نجات این آثار و حمایت از ماموریت های علمی به این کشور آغاز کرد و در این زمینه موفق شد  صندوق اکتشاف مصر را تاسیس کند.

 

تاکنون چند بار این سخن را گفته ام و باز هم باید بگوییم که تالار بزرگ معبد کارناک ارزشمندترین اثری است که تا امروز  انسان توانسته است، در ذهن خود تصور کرده و آن را بسازد. یکی از نویسندگان که این تالار را دیده می گوید: مساحت آن چهار برابر کلیسای نتردام  پاریس است. نویسنده ای دیگر  آن را با کلیسای سن پیر [رم] مقایسه کرده است. همه کسانی  که این بنا را  دیده اند، اذعان دارند نمی توانند آن را توصیف کنند، هر چند  همه آنها تلاش  خود را کرده اند. با وجود این، همانگونه که  گفتم امکان ندارد تصویر محسوسی  از این مکان به کسی که آن را هرگز ندیده ارائه داد. البته مقایسه با این و آن بنا کاری سخت نیست، اما در واقعیت هیچ بنایی در جهان وجود ندارد که بتوان مقایسه ای قابل قبول  با آن را مطرح کرد.  اهرام [مصر] شگفت انگیز ترهستند. کولیزه بزرگتر است. پارتنون  زیباتر است؛ اما همه این ها  به ارزشمندی و نجابت بنا مربوط می شوند. در آنچه به شکوفایی و آکندگی اجزاء و زیبایی شکوهمند بنا  می توان گفت تالار هیپوستیل از همه بناهای دیگر چهان  پیشی می گیرد. این دروازه، این ستون ها از عجایب جهان هستند. چگونه توانسته اند چنین قطعه بزرگی از سنگ را برای ستون استفاده کنند؟  چگونه این ستون ها را بر پا کرده اند! با ورود  میان این پایه های عظیم، یک گردشگر تازه وارد خواهد گفت: «انسان خود را به اندازه یک پشه حقیر احساس می کند.» اما فکر می کنم انسان احساسی بیش از این در آنجا پیدا می کند: اینکه به انسان هایی قدرتمند بیاندیشد که چنین ستون هایی بر پا کرده اند و به خود خواهد گفت: حتی امروز هم هنوز انسان هایی غول آسایی وجود دارند!