avatar

 

برای گروهی  که به گرد آندره بروتون  می بینیم، عکس  و عکاسی کمتر جنبه یک رسانه خود مختار را داشت و به آن بیشتر به مثابه ابزاری نگریسته می شد برای  برای پراکنش و گسترش  بخشیدن به کنش  هنری، فراتر از آنچه  به صورت متعارف مشاهده می شود.  از همین رو، حتی در نزد بروتون،  نیز هیچ تلاشی  برای ارائه  تعریفی از  عکس دیده نمی شود.  با وجود این، البته طبیعی است که از همان آغاز  از عکاسی برای بیان بسیاری  از چیزها استفاده می شد  و نوآوری  نیز در همین امر نهفته بود.

«ابداع عکاسی  ضربه ای مرگبار  بر شیوه های قدیمی بیان وارد کرد، چه به نقاشی، چه به شعر  و چه به نوشتار ِ  خودکار که در اواخر  قرن نوزدهم ظاهر شده بود و تا حدی  یک عکاسی  حقیقی از اندیشه به شمار می آمد.» . این سطور در یکی از نخستین نوشته های بروتون  درباره هنرهای  تجسمی  به چشم می خورند  و می توانیم از آنها به مثابه درآمدی، در اوج  دوره دادائیسم و نمایشگاه کولاژهای ماکس ارنست در پاریس یاد کنیم که به نوعی  آغازگر  تاریخ هنر  سوررئالیستی  یود.  نقطه آغاز روشن است: به برکت عکاسی هنرمند می تواند پاره های واقعیت بازتولید شده و یا پاره های سپهر بازتولید شده را گرد هم آورد؛ او می تواند آنها را در هم بافت های دیگر نگارانه  جمع کند ، او می تواند مضامینی از حوزه هایی بسیار دور از یکدیگر را به برخورد  با یکدیگر  بکشاند و از این کار جرقه هایی شاعرانه پدید آورد. مواد و نشان ها، بدین ترتیب تازگی بیشتری  یافته و کولاژ را به هنر جهان آینده تبدیل می کنند. در حدود سال  1900، ما شاهد آن هستیم که پیش درآمدهایی ساده انگارانه از این فرایند آغاز می شود: مونتاژ هایی با هدف  خنداندن که در مجلات مصور ظاهر می شوند و یا در فیلم های ژرژ میلیس  و همچنین در آنچه «کارت پستال های فانتزی» نامیده می شدند.

 البته سوررئالیسم همچون در بازتولید دقیق [واقعیت] در هنر  و در تحلیل  روانکاوانه رمان، عکاسی واقع گرایانه را نیز محکوم می کرد ، زیرا معتقد بود  که اینها  همه روشهایی تحمیق کننده ای در دست بورژوازی هستند که واقعیت های عمیق تر را پنهان می کنند.  این مفهوم را ما  در آنچه  به عکاسی من ری در «سوررئالیسم و نقاشی» اثر آندره بروتون  اختصاص دارد  نیز می بینیم. با وجود این، من ری  دقیقا کسی  است که خود را به سطح آینه [واقعیت] محدود نمی کند. او با قرار دادن اشیاء بر روی دوربین  و فیلم حساس ، همانگوه  که کریستین شاد در زوریخ، موهولی ناجی  در باوهاوس یا  آ. ل. کابرن انگلیسی  در عکاسی های انتزاعی خود  همین کار را می کنند، نوشتار عکاسانه  را تبدیل به یک مکان می کند. اشیاء   شعاع های نورانی  در اعماق خیال  انگیز فضا بتوانند به گرد هم بیایند، در ترکیبی هنری همان طور که  بروتون  با اشاره به  به  [شاعر کاتالونیایی قرن سیزده میلادی] ریمون لیول (یا  ریموندوس لولوس)  به آن فکر می کرد.  او به روشنی  در پرتو نگاری نوعی گسترش نقاشی را می دید، یکی از دوره هایی را که  به شکل غیر مستقیم  هنرمند را از مدل  بازنمایی شده آزاد می کرد و از جهان درونی یک جهان برونی می ساخت.