avatar

31644-7.jpg

بنابراین باید بپذیریم حروف، اعداد و بازنمود ها، تنها ابزارهای ذهنی و وسایل معنایی نیستند که ما از آنها برخورداریم؛ معنی این سخن آن است که یک هم بافت [یک پارچه] نیز می تواند همچون یک کتاب ، به گونه ای دیگر، خوانده شود، همانگونه که یک نوار صوتی برای ما معنا دار است، یک بافت هم می تواند مدتها پیش از نوشتار و مدتها پس از آن، چنین باشد و بماند؛ یعنی ابزاری برای ثبت و قادر به گردآوری برخی از نشانه ها برخود.

نقش ِ بافتن (نساجی) در تحول و جهت گیری تمدن ها به طور عام، ناشناخته باقی مانده است. در غرب، این نقش را اغلب حتی تحقیر کرده اند. دلیل این امر آن است که غرب بیش از اندازه بر ظرفیت تصویری و کارآیی خطی ِ نوشتار تکیه زده است و نمی تواند به صورتی عمیق نسبت به ضرب آهنگ مضمون ها و تواترهای بافته های نساجی و در برابر شیوه پراکنش ِ «نامحدود» بر روی بافت ها [پارچه ها] و در برابر قدرت تاثیر گزار ِ آنها از خود واکنش نشان دهد. این در حالی است که ابدا معلوم نیست که زبان تصاویر [خطی] بهترین ابزار برای غرب در آینده به شمار بیاید و زمانه این ابزار همچون زمانه کتاب به سر نرسیده باشد . به عبارت دیگر آیا نمی توان ادعا کرد که بسیاری از زبان ها تا همین امروز هم گرایش بدان یافته اند که به شبکه ای از نقطه ها بدل شوند (برای نمونه: تصویر تلویزیونی و یا عکاسی)، یعنی به شبکه ای که آنها را در جایی میان بافت ها و داده ها قرار می دهد. بافت [نساجی] بر پایه یک رابطه دوتایی استوار است: گره خوردن یا گره نخوردن؛ همانگونه که برنامه های رایانه ای بر اساس رابطه دوتایی مثبت و منفی یا یک و صفر، استوار هستنند. هر بار نخ ها در تقاطع با یکدیگر قرار می گیرند تا بافت را بسازند، تار و پود بنابراینکه از زیر یا روی هم عبور کنند، گره می خورند ،همه بافت های نساجی،همه مضمون هایی که بر سطح پارچه ها می بینیم ، حتی پیچیده ترین آنها بر اساس همین رابطه دوتایی برنامه ریزی شده اند.

 

درباره پاره های هنر

«پاره های هنر»، تکه های کوچکی هستند برگزیده، از کتابی درباره گفتارهایی از اندیشمندان و نویسندگان جهان درباره رشته های گوناگون هنر و یا نظریه هنر به طور عام. این پاره ها، به تدریج در وبگاه «انسان شناسی و فرهنگ» منتشر می شوند. رفرانس های دقیق و برابرنهاده های فارسی، در انتشار نهایی این مجموعه به صورت کتاب، در اختیار خوانندگان قرار می گیرد.